چطور انتظار دارید که یک جوان که شناختی از شما ندارد، شناخت پیدا کند؟
آیا رد شدن ایشان از جلوی ستاد انتخاباتی شما کافی است؟
آیا یک برگ کاغذ تبلیغات چسبانده شده بر دیوار کفایت میکند؟
آیا نگاه کردن ایشان به یک پارچه تبلیغات نصب شده بر سردر ستاد کافی است؟
لابد مکالمه حضوری ایشان در ستاد شلوغ شما آن هم به مدت چند دقیقه و به صورت جسته و گریخته با فردی از طرفداران شما کفایت میکند؟
آیا این روزها اصلا فرصت پاسخگویی به تماسهای تلفنی متفرقه را دارید؟ آیا فکر نمیکنید که اگر یک صندوق پیام داشته باشید که خود یا مشاورینتان با وقت و حوصله کافی آن را بررسی و برای پاسخ اقدام کنید، بهتر باشد؟ اینطور برای سوالات ناگهانی و غافلگیر کننده در جلسات حضوری نیز آمادگی بیشتری دارید.
اینها همه در حالی است که شما ارزش یک رأی را هم به خوبی میدانید.
آیا بهتر نیست به مخاطب فرصت بدهیم؟
- فرصت بدهیم که ما را به خوبی بشناسد و پیشینه علمی و عملی ما را با حوصله ورق بزند؟
- فرصت بدهیم که پیام و نگرش ما را در مکانی که خود دوست دارد مشاهده کند و بر آن تأمل کند؟
- امکان بدهیم که در هر زمان که خودش دوست داشت اهداف انتخاباتی ما را مشاهده و بررسی کند؟
- اگر خواست شما را به کسی دیگر معرفی کند این کار را سریع و ساده انجام بدهد؟
- به سادگی در منازل مخاطبین نفوذ کنیم و به خانههای آنها وارد شویم و به اعضای خانوادهشان معرفی شویم بی آنکه نیاز به تبلیغات پر سر و صدا و پر هزینه داشته باشیم؟